نمایش پست تنها
قدیمی 20-12-2010, 05:14 PM   #1
alone
(کاربر باتجربه)
 
alone آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 109
Icon90 داستانی کهن از شطرنج



داستان شطرنج



جزوه كوچكی به زبان پهلوی (فارسی میانه) باقی مانده كه در آن یكی از داستانهای مربوط به پیدایش شطرنج را می توان دید .
چند داستان كهن درباره اختراع شطرنج داریم كه این جزوه كوچك یكی از آنها را در بر دارد. خلاصه این داستان چنین است :

در زمان خسرو انوشیروان دانایان هند شطرنج را ساختند و آنرا همراه چند دانا به دربار انوشیروان خسرو پسر قباد فرستادند و گفتند : چنان كه شما خود را برتر از ما و سرور ما می دانید باید دانایان شما هم از دانایان ما بالاتر و بهتر باشند . اینك این شطرنج، اگر توانستید آن را بشناسید و رازهای آن را بگوئید ما باجگزار شما می شویم و اگر نه شما باید به ما باج بپردازید و زیر دست ما باشید.

دانایان دربار كه حلّ مسئله شطرنج را دشوار یافتند ، چهل روز مهلت خواستند و در این مدت هم نتوانستند شطرنج را شرح دهند . روز چهلم بزرگمهر كه جوان ترین وزیر و دانای انوشیروان بود به پاخاست و گفت این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته اند كه دو طرف با مهره های خود با هم می جنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد ، پیروز می شود . آنگاه بزرگمهر وسیله بازی دیگری را نشان داد و گفت اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید . این وسیله تخته نرد بود .

دانایان آن سرزمین از توضیح نرد درماندند . آنگاه بزرگمهر گفت در این بازی بر خلاف شطرنج كه در آن خرد و دور اندیشی كار ساز است ، تصادف و سرنوشت دخالت دارد و مسیر بازی را تصادف تعیین می كند و خرد آدمی در آن كاركرد كمتری دارد .

آنگاه بزرگمهر با دانایان هند شطرنج بازی كرد و چند بار از ایشان برد . به این ترتیب دانایان هندوستان پذیرفتند كه باجگزار ایران باشند .


alone آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول