نمایش پست تنها
قدیمی 20-12-2010, 11:18 AM   #2
نادیا
(کاربر باتجربه)
 
نادیا آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 123
Icon133 اصطلاحات زورخانه ای



اصطلاحات زورخانه ای 2


واگیر: اصطلاحی است برای سنگ گرفتن در زورخانه . باین ترتیب كه هر ورزشكاری هر تعداد سنگ گرفت و با خسته شدن سنگ را به زمین گذاشت و نفر بعد از او این ورزش را انجام داد همان شخص اول باز بسنگ گرفتن می پردازد و مرتبه دوم را واگیر می گویند و این اصطلاح در گل كشی میرنجات هم ذكر شده كه میگوید:



كه ندانسته به جهان سنگ دگر بر سر سنگ وقت واگیر تو شاید به فسون و نیرنگ

سنگ كشتی: این اصطلاح تقریبا به منزله كیسه بوكس است كه بوكسورها با مشت زدن به آن تمرین می كنند. سابقاً پهلوانان نامی كه ناچار بوده اند در ایام معین بااشخاص مختلف الوزن زورآزمایی كنند؛ یكی از ورزشكاران كه بدنش بیشتر از وزن پهلوان بوده چند روز قبل از موعد به خانه برده و با وی كشتی می گرفته و خود را با وزن سنگین او عادت می داد. تا در موقع كشتی جدی از عهده بلند كردن حریف خود بر آید . در گذشته این قبیل كشتی گیران پر وزن را كه اكثراً هم هنری نداشته و برای همین كارها خوب بودند در مقام مزاح سنگ كشتی می نامیدند.

بد افت: این اصطلاح عنوانی بوده برای كشتی گیرانی كه به زحمت از كسی می افتادند وبه زمین می خوردند . و گویا كسانی را هم كه در كشتی خیلی مقاومت می كردند و نمی خواستند به آنها عنوان پهلوانی بدهند با این عنوان می خوانده اند.

بدل كار: عنوانی نظیر بد افت است و به كسانی می گفتند كه كارهای بدل را در كشتی خوب به كار می بردند. در تهران مرحوم سروان كریم زندی (دائی پهلوان معروف معاصر آقای عباس زندی ) معروف به بدل كار بود و از كشتی گیران نامی به شمار می رفت.

چركین كردن. چركین شدن: موقعی كه می گویند فرضا پرویز در كشتی گرفتن منوچهر را چركین كرده اراده آنها از این اصطلاح آن است كه منوچهر به زمین نخورده اما لكه دار شده چنانچه در گل كشتی میرنجات مشاهده می شود سابقا تركیب زشت شدن به جای چركین شدن مستعمل بوده و یا چون میرنجات اصفهانی است، اصطلاح مزبور منحصر به اصفهان بوده است.

كشتی در میان ماندن: مقصود نا تمام ماندن كشتی است كه چون دو نفر در كشتی حریف یكدیگر نمی شوند ؛ اتمام كشتی را به وقت دیگری موكول كنند و می گویند: كشتی آنها در میان است یا در میان مانده است.

كشتی گره شدن:همان معنی كشتی در میان ماندن را می دهد و از اصطلاحات بسیار قدیم است كه هنوز هم متداول است.

این اصطلاح در امور دیگر نیز به كار می رفته چنانكه میرالهی شاعر عصر صفوی گفته است:

بگشای متاع رخ و بفروش نگاهی

سودا چو گره گشت خریدار برد رنج

كشتی پاك شدن یا پاك كردن: از اصطلاحات قدیمی و به معنی كشتی تمام شدن یا تمام كردن یا تلافی زمین خوردن دركشتی دیگر است ؛ میرنجات در گل كشتی می گوید:

از نگاهی بكشد كشتی ما پاك شود چه بهشتی است كه آنشوخ غضبناك شود

میرزا محسن تآثیر می گوید:

گر مشعل گردون كندم كهنه سواری

با خلق جهان پاك كنم كشتی همت

قاطی شدن: به یكدیگر پیچیدن دو نفر كشتی گیر است و در برابر تركیب سوا شدن

پهلوان پنبه: در مقام شوخی و مزاح و تخطئه لقب ورزشكاران درشت هیكل و بی هنراست و این تسمیه از قرن ها قبل به مناسبت آدمك های پنبه كه حلاجها در موقع چراغانی از گلوله های پنبه ای ساخته و جلو دكان خود میگذاشتند به وجود آمده.

آوردن این حكایت برای خوانندگان خالی از تفریح نخواهد بود . میرتقی كاشی صاحب تذكره خلاصه الاشعار معاصر شاه عباس بزرگ در ذیل ترجمه خواجگی عنایت, شاعر كاشی نوشته است: در یكی از شب های چراغانی خواجه نعمت كرباس فروش كه مردی ضخیم الجثه و در بشره اش نیز بیاض و اصفریت غالب بود. در جلو دكان حلاجی درپهلوی پهلوان پنبه آن دكان نشسته بود . خواجگی عنایت الله شاعر جون او را دید این قطعه را گفت:


حاجت این همه خراج نبود

به هر آئین دكه حلاج

پهلوان پنبه احتیاج نبود

خواجه نعمت نشسته بود آنجا

پهلوان زنده را عشق است: این اصطلاح كه مخصوص پهلوانان است در زورخانه به وجود آمده و اكنون در مكالمات روزمره عموم به كار می رود اشاره به موضوعی است كه متاسفانه هنوز در كشور ما و شاید نقاط دیگری كه مانند ما فكر می كنند مبتلا یه عموم است و تا هنرمند و دانشمندی زنده است محل اعتنا نیست و پس از مرگ بانواع مختلف تمجید و تجلیل می شود.

پیش قبض:

1.قسمتی از تنكه كشتی در جلو كمر

2.گرفتن دستهای حریف و زورآوردن

نطعی: تنكه چرمی ـ قطعه ای از چرم كه به صورت پیش بند بر روی شلوار كشتی می بستند كه در روزگار ما تبدیل به لنگ شده است . نطعی پوشیدنی پهلوانی متبركی است كه در حقیقت جانشین پیش بند چرمین كاوه آهنگر دلاور مبارز تاریخ كهن ایران زمین و نیز براندازنده حكومت سراسر ظلم و ستم ضحاك ماردوش بوده است. نطعی متبرك است و نباید ناپاك شود و یا زیر دست و پا بیفتد. در روزگار ما لنگ نماد پیش بند چرمین كاوه دلیر است. نطعی را بر روی شلوار می پوشند.

خانه ورزش: زورخانه، ورزش خانه, گود مقدس.

چوب تعلیم: چوب بلندی است كه معمولا از جنس نی است و در دست كهنه سواربوده است ؛ جهت تذكر و هدایت ورزشكاران.

سرپا: مشهور به قدرت، آماده كشتی ؛ حریفی كه آماده رفتن به صحنه نبرد است.

خوش پرگار: ورزشكار پرسینه، سینه ستبر و پر عضله.

تنكه: شلوار مخصوص ورزش های زورخانه ای و كشتی گیری در گود مقدس زورخانه.

واگیر: دوباره، ورزشكاری كه در زیر سنگ خسته می شود سنگ را از او می گیرند. حركت مجدد او با سنگ را واگیر می گویند.

جست كلاغ: كلاغ پر، یكی از تمرینات پا در زورخانه بوده است.

ورزش با میل: گوارگه گیری = گورگه گیری.

این سر و آن سر زدن:از این سر گود به آن سر گود دویدن و هر بار یك پا را به لبه گود زدن. این حركت برای تقویت و نیز نمایش چابكی ورزشكار اجرا می شده است .

مشتمال: نوعی ماساژ و كشش عضلات كه در مخصوص زورخانه است. و در حقیقت یك نوع فیزیو تراپی و بسیار موثر است.

مشتمال چی = كسی كه مشتمال می دهد = فیزیوتراپیست.

مرشد: آوازخوان و ضرب گیر زورخانه، كه وظیفه تهییج، هماهنگی و هدایت ورزشكاران را به عهده دارد. مرشد در لغت اسم فاعل از ارشاد است بمعنی : رهبر و راهنما.

نوخاسته: نوخاسته پهلوانی است كه به مرحله پهلوانی رسیده است، موفقیت هایی كسب كرده و مدعی نیز است.

نوچه: آموزنده فنون، پهلوان مبتدی، ورزشكار جوان.

حق خوانی: خواندن اشعار مناسب كه حكمت آمیز و پند آموز باشند.

گل كشتی: اشعار شیوا و شورانگیزی كه در وصف كشتی گیران خوانده می شود. این واژه در اصل 'قول كشتی ' است و قول كلمات متوازن و شعرگونه را گویند كه در وصف ورزش و پهلوانی و پهلوانان و صفات پهلوانان است. در ادبیات فارسی 'قول و غزل' را مترادف می آورند گویا در قول كلمات غیر مقضی هم دیده می شود.

گل كشتی: كشتی گرفتن (اصطلاح و كنایه است)

خاك كشتی: خاكی كه با آن زمین را می پوشاندند تا زمین برای كشتی گرفتن نرم باشد. كف زورخانه . در قدیم پیش از خاك رس ریختن در كف گود مقادیری بوته گون را آب زده در لایه زیرین می چیدند و بعد روی آن خاك نرم و مرطوب می ریخته اند . معمولا هر روز بهنگام شروع ورزش كف گود را آب پاشی می كردند تا گرد و خاك بلند نشود.

شنای جفتی: پاها در هنگام این نوع شنا شنا رفتن به هم جفت و چسبیده است.

شنای كشیده: شنا به طریقه جلو انداختن سر و سینه از تخته شنا به بیرون، به طوری كه بدن تا حداكثر ممكن به صورت سینه خیز به جلو برود.

شنای پیچ: با پاهای جفت شنا رفتن همراه با چرخاندن بدن به طرف راست و چپ.

گه برگه: رجوع شود به گورگه.

گورگه : میل ورزی، حركت دادن میل ها روی شانه ها .

شلنگ و تخته: تخته شلنگ، حركت شلنگ تخته پا كوبیدن روی تخته شلنگ است.

كباده زدن: ورزش با كباده(كمان مخصوص زورخانه).

لنگ: پارچه ای بافته شده از نخ، به طول تقریبی دو متر و بیشتر كه از آن به عنوان خشك كن و حوله، رو دوش انداز و نطعی استفاده می كنند.(نطی یعنی پیش بند چرمی كه بر روی شلوار می پوشند.)

1.استفاده از لنگ به عنوان پوشش تنكه به طور ساده كه مخصوص تازه كارها و ورزشكاران معمولی است.

2.ورزشكارانی كه به مرحله كشتی گرفتن می رسیدند و كشتی را شروع می كردند، لنگ را طوری به كمر می بستند كه جلوی آن لچكی مانند و تقریبا شبیه نطعی می شد. یك سرلنگ را به طرف راست كمر می بستند.

3.ورزشكاران در مرحله نوچگی كه قابلیت خوبی در كشتی پیدا می كردند یك لنگ اضافه روی لنگ اولیه می بستند، دو لنگ.

4.بعد از مرحله دو لنگ، ورزشكار نوخاسته كه در حد پهلوانی بود تنكه می پوشید.

چهارشانه: ورزشكار كوتاه قد و فربه كه عضلات ضخیم دارد.

كشتی دوستانه: كشتی در گود , كشتی تمرینی، كشتی غیر رسمی.

كشتی جدی: كشتی رسمی، با اعلام قبلی و در وقت معین كشتی با حریف بیگانه.

نادیا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول