bahar
08-11-2010, 12:39 PM
فدریکو کاپرلی استاد بزرگ سواری
http://sport.harferooz.com/photos/images/773kharazi2.jpg (http://sport.harferooz.com/photos/view.php?filename=773kharazi2.jpg)
سروان فدریکو کاپریلی (fedrico caprieli) افسر سوار ایتالیایی که در سال 1868 متولد و در سال 1907 میلادی در گذشت موجد تحول بزرگی در طرز پرانیدن اسب گردید که در نتیجه هم ردیف استادان بزرگ تاریخ سواری شناخته شد. او که در مدت چهار سال آخر عمر خود طریقه جدید سواری پرش را کشف کرده بود ، در مدرسه عالی سواری کشور ایتالیا به نام پین رولو به شاگردان خود تعلیم می داد و چون طریقه ای مفید شناخته شد به تدریج در کشور های دیگر هم رواج یافت و می توان گفت که امروز در جهان معمول و رواج دارد.
قبل از کشف کاپریلی روش سوارکاری پرش بر این اندیشه و عمل بود که حرکات اسب در موقع آزاد بودن هر چه باشد برای سواری دادن باید طوری تعلیم باید گه در مواقع لزوم به حالت جمع درآید و توانایی پیدا کند که در حالت گیری های مختلف خود را با حرکات خود مختارانه سوار تطبیق دهد، این طریقه عمل با اشکالاتی مواجه می گردید که از جمله از نیروی ذاتی اسب تا میزان حداکثر نمی شد استفاده شود و در عین حال خطراتی هم برای اسب و هم برای سوار به وجود می آمد که به آسیب ها و نقص بدنی و یا مرگ می انجامید.
تکرار این حوادث در ایتالیا ازدیاد یافت و موجب نارضایتی عامه گردید تا آن جا که در محافل رسمی و پارلمان با بحث های تند انتقاد آمیز بر آن شدند که مسابقات را موقوف و یا اقلاً محدود سازند! بوجود آمدن چنین آثار زیان آور و این صحنه ها کاپریلی را محرک شد به کشف علت بپردازد تا چاره ای بیندیشد. در نتیجه با به کار گیری نبوغ خود و آزمایشاتی که کرد موفق به یافتن طریقه سواری تازه ای شد و نتایج بسیار سودمندی را چه از نظر پایین آوردن قابل توجه خطرات و ضایعات و چه از جهت وصول به مرز حداکثر قدرت اسب به هنگام کار ببار آورد.
برغم گذشته ها که قرار این بود در عمل، اسب خود را با سوار تطبیق دهد کشف تازه بر این پایه استوار گردید که سوار خود را با اسب همراه سازد، یعنی در حالت های متنوع جهش ، پرش و سرعت، سوار مرکز ثقل خود را با مرکز ثقل اسب تطبیق سازد و یا در حد مقدور خیلی نزدیک به آن نگاهدارد. زیرا معلوم گردید در چنین حالتی برای انجام دستورات سوار اسب آزادی عمل می یابد و تا مرز حداکثر قدرت می تواند پیش برود. اما آزادی کار برای آن بدین معنا نبود که خود مختار باشد بلکه لازم می گردید آنچه را که سوار می خواهد انجام دهد و ظرافت کار این شد که سوار به اسب بفهماند چه می خواهد و سپس خود را با طریقه انجام کار با اسب مطابقت دهد و بدین ترتیب حاصل این نوع همکاری دوگانه با صحت ، سهولت و سرعت در وصول به هدف همراه گردید.
در طول تاریخ سوارکاری عمل پرش این بوده است که در روشهای مختلف سوار برای انطباق مراکز ثقل ، سر اسب را به بالا و قسمت عقبش را به جلو می آورده است و نتیجه این می شد که اسب نتواند آزادانه حالت گیری صحیح بدن را بیابد و بنابر این پریدن برایش مشکل می شد و نمی توانست حداکثر قدرت خود را بکار بگیرد، پس پیش آمد خطا در پرش یا خطر ، غیر عادی نبوده است. نظریه انقلابی در اثر بررسی های دقیق و تجربه در کار این شد که سوار برای انطباق دو مرکز ثقل باید به جلو برود، در به وجود آوردن چنین حالتی بند رکاب را کوتاه کرد ، قسمت پایین پاها را کمی عقب خط عمود بدن جای داد و مراقبت کرد به تناسب سرعت ها بدن را به جلو و جلوتر ببرد و این حالت به جایی رسید که در سرعت زیاد و نیز در پرش اسب ، بدن سوار از زین جدا و روی گردن اسب خمیده گردید و روی رکاب ها تقریباً در حال ایستاده قرار گرفت.
در مورد کشف کاپریلی در ابتدا عرضۀ آن کسی توجه نداشت ولی منحصراً محدودی از سوارکاران با مشاهداتی که از حاصل تجربه کاپریلی در مدرسه سواری ایتالیا نمودند به درستی عمل واقف شدند و نظرات لازمه را در بعضی از مطبوعات انتشار دادند. در سال 1907 در یک مسابقه پرش بین المللی که انجام پذیرفت طرفداران طریقه کاپریلی موفقیت های شایانی یافتند و به ثبوت رسید که نحوه کار ، صحیح و عمیق است که در نتیجه سیستم کار او در ممالک دیگر هم رواج یافت.
http://sport.harferooz.com/photos/images/773kharazi2.jpg (http://sport.harferooz.com/photos/view.php?filename=773kharazi2.jpg)
سروان فدریکو کاپریلی (fedrico caprieli) افسر سوار ایتالیایی که در سال 1868 متولد و در سال 1907 میلادی در گذشت موجد تحول بزرگی در طرز پرانیدن اسب گردید که در نتیجه هم ردیف استادان بزرگ تاریخ سواری شناخته شد. او که در مدت چهار سال آخر عمر خود طریقه جدید سواری پرش را کشف کرده بود ، در مدرسه عالی سواری کشور ایتالیا به نام پین رولو به شاگردان خود تعلیم می داد و چون طریقه ای مفید شناخته شد به تدریج در کشور های دیگر هم رواج یافت و می توان گفت که امروز در جهان معمول و رواج دارد.
قبل از کشف کاپریلی روش سوارکاری پرش بر این اندیشه و عمل بود که حرکات اسب در موقع آزاد بودن هر چه باشد برای سواری دادن باید طوری تعلیم باید گه در مواقع لزوم به حالت جمع درآید و توانایی پیدا کند که در حالت گیری های مختلف خود را با حرکات خود مختارانه سوار تطبیق دهد، این طریقه عمل با اشکالاتی مواجه می گردید که از جمله از نیروی ذاتی اسب تا میزان حداکثر نمی شد استفاده شود و در عین حال خطراتی هم برای اسب و هم برای سوار به وجود می آمد که به آسیب ها و نقص بدنی و یا مرگ می انجامید.
تکرار این حوادث در ایتالیا ازدیاد یافت و موجب نارضایتی عامه گردید تا آن جا که در محافل رسمی و پارلمان با بحث های تند انتقاد آمیز بر آن شدند که مسابقات را موقوف و یا اقلاً محدود سازند! بوجود آمدن چنین آثار زیان آور و این صحنه ها کاپریلی را محرک شد به کشف علت بپردازد تا چاره ای بیندیشد. در نتیجه با به کار گیری نبوغ خود و آزمایشاتی که کرد موفق به یافتن طریقه سواری تازه ای شد و نتایج بسیار سودمندی را چه از نظر پایین آوردن قابل توجه خطرات و ضایعات و چه از جهت وصول به مرز حداکثر قدرت اسب به هنگام کار ببار آورد.
برغم گذشته ها که قرار این بود در عمل، اسب خود را با سوار تطبیق دهد کشف تازه بر این پایه استوار گردید که سوار خود را با اسب همراه سازد، یعنی در حالت های متنوع جهش ، پرش و سرعت، سوار مرکز ثقل خود را با مرکز ثقل اسب تطبیق سازد و یا در حد مقدور خیلی نزدیک به آن نگاهدارد. زیرا معلوم گردید در چنین حالتی برای انجام دستورات سوار اسب آزادی عمل می یابد و تا مرز حداکثر قدرت می تواند پیش برود. اما آزادی کار برای آن بدین معنا نبود که خود مختار باشد بلکه لازم می گردید آنچه را که سوار می خواهد انجام دهد و ظرافت کار این شد که سوار به اسب بفهماند چه می خواهد و سپس خود را با طریقه انجام کار با اسب مطابقت دهد و بدین ترتیب حاصل این نوع همکاری دوگانه با صحت ، سهولت و سرعت در وصول به هدف همراه گردید.
در طول تاریخ سوارکاری عمل پرش این بوده است که در روشهای مختلف سوار برای انطباق مراکز ثقل ، سر اسب را به بالا و قسمت عقبش را به جلو می آورده است و نتیجه این می شد که اسب نتواند آزادانه حالت گیری صحیح بدن را بیابد و بنابر این پریدن برایش مشکل می شد و نمی توانست حداکثر قدرت خود را بکار بگیرد، پس پیش آمد خطا در پرش یا خطر ، غیر عادی نبوده است. نظریه انقلابی در اثر بررسی های دقیق و تجربه در کار این شد که سوار برای انطباق دو مرکز ثقل باید به جلو برود، در به وجود آوردن چنین حالتی بند رکاب را کوتاه کرد ، قسمت پایین پاها را کمی عقب خط عمود بدن جای داد و مراقبت کرد به تناسب سرعت ها بدن را به جلو و جلوتر ببرد و این حالت به جایی رسید که در سرعت زیاد و نیز در پرش اسب ، بدن سوار از زین جدا و روی گردن اسب خمیده گردید و روی رکاب ها تقریباً در حال ایستاده قرار گرفت.
در مورد کشف کاپریلی در ابتدا عرضۀ آن کسی توجه نداشت ولی منحصراً محدودی از سوارکاران با مشاهداتی که از حاصل تجربه کاپریلی در مدرسه سواری ایتالیا نمودند به درستی عمل واقف شدند و نظرات لازمه را در بعضی از مطبوعات انتشار دادند. در سال 1907 در یک مسابقه پرش بین المللی که انجام پذیرفت طرفداران طریقه کاپریلی موفقیت های شایانی یافتند و به ثبوت رسید که نحوه کار ، صحیح و عمیق است که در نتیجه سیستم کار او در ممالک دیگر هم رواج یافت.